دکتر سید حسن امامی در سال 1281 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد. پدرش امام جمعه و جماعت بود و به همین دلیل پس از تحصیلات مقدماتی در مدرسه پروکیمنیاژ که توسط روسها اداره می شد، برای فراگیری علوم فقهی و دینی، ادبیات عرب، منطق و سایر علوم به حوزه علمیه نجف اشرف رفت و به درجه اجتهاد نائل شد. پس از مدتی به منظور فراگیری علم حقوق نوین به سوئیس رفت (1307). پس از پنج سال اقامت و تحصیل در رشته حقوق خصوصی در دانشکده حقوق دانشگاه لوزان، در سال 1312 با ارائه رساله خود با عنوان "اساس قضائی مهر در فقه شیعه اسلامی" موفق به اخذ درجه دکترای حقوق شد. 
در سال 1313 به ایران بازگشت و در مدرسه عالی حقوق و دانشکده معقول و منقول به تدریس تاریخ حقوق و حقوق اسلام پرداخت. در سال 1317 در تشکیلات دادگستری نوین به شغل قضائی منصوب شد. در سال 1323 ریاست کل دادگاههای شهرستان تهران را برعهده گرفت و در سال 1317 در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به تدریس حقوق ثبت اسناد و اصول محاکمات حقوقی در مقاطع مختلف پرداخت. در سال 1336 دروس حقوق مدنی و شرح قانون مدنی، به درخواست دانشجویان که به کتابهای مدون حقوق مدنی دسترسی نداشتند، برای تهیه کتابی در این زمینه به لوزان سوئیس سفر کرد. با فراغتی که در این سفر به دست آورد، شش جلد کتاب حقوق مدنی را بر اساس یادداشت ها، جزوه ها، کتابهای فقهی و حقوقی و منابع دیگر به رشته تحریر در آورد. این کتابها تاکنون بارها تجدید چاپ شده و هنوز هم یکی از اصلی ترین مراجع و منابع تدریس، مطالعه و تحقیق در دروس دانشگاهی حققو مدنی و دوره های کاربردی حقوق (کارآموزی وکالت دادگستری، مشاوره حقوقی و قضاوت) به شمار می آید. دکتر امامی پس از سالها تدریس و ریاست گروه حقوق خصوصی و اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و انتخاب شدن به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران در سال 1346، به درخواست خود بازنشسته شد (1347) اما گاهی در دانشکده حقوق دانشگاه ملی سابق ( شهید بهشتی کنونی ) تدریس می کرد.

زندگی‌نامه سیدحسن امامی

سیدحسن امامی فرزند سیدابوالقاسم امام جمعه است سیدابوالقاسم، منصب امام جمعه تهران را از پدر سیدابوالقاسم، به نام آقا زین‌العابدین امام جمعه، به ارث برده بودند.سیدحسن امامی که آخرین امام جمعه تهران در دوران حکومت 57 ساله پهلوی است در سال 1281 شمسی در تهران به دنیا آمد خاندان وی نسل اندر نسل و به شکل موروثی امام جمعه تهران بودند و با حاکمان وقت روابط حسنه برقرار کرده و در تحولات سیاسی اجتماعی کشور، پشت قدرت حاکم را خالی نکردند.

متن زیر از از سایت اسناد انقلاب اسلامی است :

نام: سیدحسن

شهرت: امامی

متولد: 1282 تهران

وفات: 1358 لوزان سوئیس

تحصیلات دانشگاهی: اخذ مدرک فوق لیسانس از دانشکده حقوق لوزان سوئیس در سال 1312 و دکترای حقوق با ارائه رساله خود با عنوان «اساس قضایی مهر در فقه شیعه»

تحصیلات حوزوی: کسب درجه اجتهاد از حوزه علمیه نجف

مناصب حکومتی: امام جمعه تهران، رئیس مجلس شورای ملی ـ 1331، ریاست کل دادگستری تهران ـ 1323

سیدحسن امامی فرزند سیدابوالقاسم امام جمعه است. امامی و پدرش، سیدابوالقاسم، منصب امام جمعه تهران را از پدر سیدابوالقاسم، به نام آقا زین‌العابدین امام جمعه، به ارث برده بودند.

سیدحسن امامی که آخرین امام جمعه تهران در دوران حکومت 57 ساله پهلوی است در سال 1281 شمسی در تهران به دنیا آمد خاندان وی نسل اندر نسل و به شکل موروثی امام جمعه تهران بودند و با حاکمان وقت روابط حسنه برقرار کرده و در تحولات سیاسی اجتماعی کشور، پشت قدرت حاکم را خالی نکردند. منصب امام جمعه از زمان صفویه تا پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی از نسل آیت‌الله میرمحمدصالح خاتون‌آبادی بوده و به این خاندان سپرده شد و از آن پس این خاندان به خاندان امام جمعه و سپس امامی شهرت یافت. وقتی فتحعلی شاه قاجار مسجد شاه «مسجد امام خمینی فعلی» را در بازار تهران بنا کرد، تصمیم گرفت آیت‌الله سیدمهدی خاتون‌آبادی را برای امامت جمعه از اصفهان به تهران بیاورد. وی تا 63 سالگی، این منصب را دارا بود و در سال 1283 قمری درگذشت میرزا ابوالقاسم فرزند ارشد سلطان‌العلماء (برادر سیدمهدی) برای فوت سیدمهدی به تهران آمد و چون وی دارای فرزند ذکور نبود میرزا ابوالقاسم در تهران ماند و با حکم فتحعلی شاه قاجار امام جمعه تهران شد.

پس از درگذشت میرزا ابوالقاسم چون فرزندش میرزا زین‌العابدین خردسال بود، سیدمرتضی برادر میرزا ابوالقاسم، کفالت امور امام جمعه را برعهده گرفت و زمانی که زین‌العابدین به 18 سالگی رسید، به فرمان ناصرالدین شاه امام جمعه تهران شد. نکته‌ی جالب درباره‌ی زین‌العابدین این است که وی را شخصی بی‌سواد و به تعبیری بی‌سوادترین امام جمعه در تاریخ ایران و اولین امام جمعه‌ی فراماسونر ایران می‌دانند ـ زین‌العابدین داماد ناصرالدین شاه بودـ نامه‌نگاری‌های وی در جریان تحریم توتون و تنباکو با میرزای شیرازی جزء سندهای تاریخی به شمار می‌رود.

با درگذشت سیدزین‌العابدین منصب امامت جمعه به فرزند ارشد وی سیدابوالقاسم که داماد مظفرالدین شاه نیز بود محول شد. ازدواج وی با دختر مظفرالدین شاه بسیار بحث‌برانگیز بود ـ زیرا پس از مهاجرت اول علما به حرم عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام صورت گرفت. آنگونه که ناظم‌الاسلام کرمانی روایت کرد. وی بدون داشتن صلاحیت علمی لازم، اقدام به انتشار رساله‌ی علمیه نمود ـ نکته‌ی جالب درباره‌ی سیدابوالقاسم این بود که وقتی موقرالسلطنه که یکی از مخالفین دربار شده بود را گرفتند همسرش را به زور از وی جدا کردند و با این‌که به زور جدایش کرده بودند و نمی‌توانستند به عقد کسی دربیاورند، وی را به عقد سیدابوالقاسم درآوردند. سیدابوالقاسم یکی از مخالفین سرسخت مشروطه و حامی سرسخت مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه بود. تصمیم علما برای بست‌نشینی در زاویه حرم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام واقعه‌ای بود که با طرح‌ریزی وی در مسجد شاه اتفاق افتاد ـ در آن مجلس سیدجمال واعظ، سخنرانی تندی علیه علاءالدوله نمود به‌طوری که امام جمعه به شدت با وی برخور کرد و بین طرفداران امام جمعه و مشروطه‌خواهان درگیری به وجود آمد. پس از عزل سیدابوالقاسم توسط مشروطه‌خواهان برادرش میرسیدمحمد از طرف آنان امام جمعه شد و در سال 1324 قمری فوت کرد. وی 36 سال امام جمعه تهران بود: سیدمحمد علیرغم برادر بزرگش، مشروطه‌خواهی سرشناس بود. وی در هیأت 28 نفره‌ای قرار داشت که پس از سقوط محمدعلی شاه در تیر 1288 اداره کشور را به عهده گرفتند. وی همچنین جزء هیأتی بود که برای محاکمه مخالفان مشروطه‌ی استحاله شده تشکیل شد و حکم به اعدام شهید شیخ فضل‌الله نوری کرد. پس از اینکه سیدمحمد امام‌زاده درگذشت، مشروطه‌خواهان دوباره به برادرش سیدابوالقاسم که از طرف مجلس عزل شده بود پیشنهاد دادند که امام جمعه شود که وی به خاطر کسالت نپذیرفت ـ در نتیجه از طرف شاه به آقای سیدجواد ظهیرالاسلام خواهرزاده‌ی مظفرالدین شاه که نیابت و تولیت مسجد سپهسالار را برعهده داشت و همچنین بیش از آن در زمان احمدشاه برای مدتی تولیت حرم و آستان قدس رضوی شده بود پیشنهاد داده شد که وی قبول نکرد و در نتیجه آخرین بازمانده‌ی خاندان امام جمعه سیدحسن امامی منصوب شد.

امامی هم مانند اجدادش نوکر دست به سینه‌ی دربار و انگلیس بود ـ یکی از دوستان امامی می‌گوید: در اولین روزهایی که زمزمه تشکیل دو حزب سیاسی در ایران باز شد چون جست و گریخته شنیده می‌شد که امام جمعه تهران کاندیدای دبیرکلی یکی از این دو حزب است لذا امامی با عجله به لندن رفت و در آنجا با «دنیس رایت» معاون وزارت خارجه انگلستان و کاردار سابق سفارت انگلیس در تهران که از دوستان ایشان بود ملاقات کرده و از وی در مورد شرکت در احزاب مشورت و استمزاج نمود و دنیس رایت هم که نفوذ زیادی بر امام جمعه دارد به وی تجویز کرد که حتی‌المقدور از قبول این کار شانه خالی نکند.

امامی در دوره‌ی هفدهم مجلس شورای ملی نقش تأثیرگذاری را ایفا کرد ـ چراکه پس از انتخابات دوره‌ی هفدهم و بازگشت مصدق از دادگاه لاهه و در بحبوحه‌ی مبارزات نهضت ملی شدن نفت با وجود اظهار تمایل اکثریت نمایندگان مجلس جدید به نخست‌وزیری مجدد مصدق، ناگهان وی از سمت خود استفعا می‌دهد ـ علت این امور کارشکنی اقلیت مجلس 

تحت رهبری حسن امامی بود.

عدم ابراز تمایل سنا به زمامداری مصدق و اختلاف بر سر درخواست اختیارات بیشتر برای نخست‌وزیری دلیلی بود که نگذاشت مصدق مجدداً نخست‌وزیر شود. بعد از آن سیدحسن امامی با اکثریت آرا توانست به عنوان رئیس مجلس شورای ملی انتخاب شود (در اردیبهشت 1331 تصویب اعتبارنامه وی جنجال بزرگی آفرید و همین باعث شد تا وی در 10 تیر 1331 با 39 رأی از 76 رأی به ریاست مجلس برگزیده شود) ریاست وی یک ماه بیشتر دوام نیاورد و وی در تاریخ 31/4/1331 بعد از جریان 30 تیر به بهانه‌ی رفتن به اروپا از سمت خود کنار کشید. وی از آن به بعد فعالیت سیاسی واضحی نداشت و جدای از مسائل سیاسی به تدریس و تألیف در علم حقوق پرداخت. کتب وی نیز در علم حقوق به عنوان منابع اصلی به شمار می‌رود. وی همواره در اعیاد به‌طور جداگانه از گروه روحانیون به مراسم تبریک عید (سلام) نزد شاه می‌رفت ـ در سال 1343 به همراه جعفر شریف‌امامی یک لژ فراماسونری به نام لژ نور را تشکیل داد ـ جریان این واقعه از این قرار بود که شریف امامی بعد از نخست‌وزیری هویدا به سمت فراماسونری روی آورد. شریف امامی قبلاً هم در زمان نخست‌وزیری‌اش در تشکیلات فراماسونری استاد اعظم بود و با تسلط بر لژهای ماسونی آنچه استاد اول می‌گفت عمل می‌کرد. شریف امامی برای اعمال نفوذ خود ابتدا حزب جمعیت ایرانی طرفدار حکومت جهانی را ایجاد کرده بود تا در برابر حسنعلی منصور قرار گیرد که حزب ایران نوین را سرپرستی می‌کرد. و سپس به تقویت فراماسونری در ایران پرداخت به همین دلیل با سیدحسن امام جمعه قرار می‌گذارند تا لژ اعظم ایران را برای سرپرستی کلید لژهای فراماسونری وابسته به کشورهای اسکاتلند، انگلستان، فرانسه و آلمان را به وجود آوردند.

 

در یکی از گزارش‌های ساواک در این زمینه چنین آمده که: چون از لحاظ موقعیت مملکتی صلاح نبود شاه ریاست فراماسونری ایران را قبول کند و دکتر لقمان ادهم هم کهولت سن داشت و امام جمعه تهران هم معمم بود قرار شد مهندس شریف امامی رئیس لژ ایران گردد.

سیدحسن امامی اواخر عمرش را در لوزان سوئیس گذراند و در همان‌جا در سال 1358 در شرایطی که سرطان داشت و قادر به تکلم نبود درگذشت.